حسن پيرنيا ( مشير الدوله )

2454

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )

در 63 م . بسته شد و تا سفر جنگى تراژان ، كه پائين‌تر ذكرش بيايد و راجع بسال 115 م . است ، روابط دولتين با يكديگر خوب بود . معلوم است ، كه اين صلح متمادى براى اهالى ايران و روم مفيد و باعث آسايش بوده ، ولى براى تاريخ دولت پارت مساعد نيست ، زيرا نويسندگان رومى ، كه تا اين زمان آنهمه اطّلاعات بمناسبت مخاصمات و منازعات شاهان اشكانى با روميها يا روميها با آنان ميدهند و تاريخ پارت را در حدود غربى آن روشن ميسازند ، از اين ببعد از جهت آرامشى ، كه در حدود دولتين با يكديگر حاصل شده ، چندان توجّهى بوقايع دولت اشكانى ندارند . اگر هم كمابيشى از وقايع ذكرى كرده‌اند ، جسته و گريخته و پراكنده است و بهرحال از تاريكى تاريخ دولت اشكانى چندان نميكاهد . باوجود اين اطّلاعاتى را ، كه نويسندگان رومى داده‌اند ، ذكر ميكنيم و اين اطّلاعات راجع به دوازده سالى است ، كه از رفتن تيرداد بروم تا فوت بلاش اوّل گذشته روابط بلاش با وسپاسيان در روم پس از مرگ نرون اغتشاشاتى رويداد و بعد از كشته شدن قيصر روم گالبا « 1 » و خودكشى قيصر ديگر موسوم به اتو « 2 » و سپاسيان والى روم در فلسطين مصمّم گشت امپراطور روم شود ( 69 م . ) . در اينوقت او سفارتى نزد بلاش فرستاد ، تا او را از اين قضيّه آگاه دارد و ضمنا خواهش كند ، كه چنان كه بلاش در مدّت هفت سال با دربار روم روابط حسنه داشته ، با او هم همان روابط را حفظ كند ( تاسىتوس ، تاريخ روم ، كتاب 2 ، بند 82 ) . بلاش سفير وسپاسيان را خوب پذيرفت و در جواب سفارتى نزد وى زمانى ، كه او در اسكندريّه بود ، فرستاده گفت ، حاضر است براى ابراز دوستى چهل هزار سوار پارتى به اختيار امپراطور بگذارد ( سوئه‌تن ، كتاب وسپاسيان بند 6 ) . وسپاسيان اين تكليف دوستانهء بلاش را نپذيرفت ، زيرا اوّلا وضع امور او چنان بود ، كه احتياجى به اين قوّه نداشت و ثانيا ميترسيد ، كه به كار بردن قشون خارجه در نظر روميها او را منفور گرداند . بنابراين پس از اينكه

--> ( 1 ) - Galba . ( 2 ) - Otho .